مرتضى راوندى
496
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سر و ريش خويش بسترد . روى بيفكند از گرمابه بيرون شد ؛ چنان كه كس او را نشناخت و پنهان شد . . . وى از سيستان به مرو شد و خليفهء مرو را بگرفت و بر آن شهر دست يافت [ ابن اثير ، وقايع 307 ] . » « 1 » گذشتگان بجاى حمام رفتن اصطلاح « گرمابهزدن » را نيز به كار مىبردند ، نظامى گنجوى گويد : گرمابه زد و لباس پوشيد * آرام گرفت و باده نوشيد « 2 » حمام رفتن زنان : ابن اخوه با توجه به تعاليم اسلامى ، ضمن توصيف خصوصيات و مزايا و معايب حمام ، مىنويسد : « بر زنان حرام است كه به گرمابه روند مگر آنكه نفسا ( داراى نفاس ) يا بيمار باشند . . . و مكروه است كه مرد هزينهء حمام زن را بدهد زيرا كمك بر انجام دادن عمل مكروه است . » « 3 » وضع گرمابهها در ممالك اسلامى « ايران ، از ديرباز ، داراى چشمههاى متعدد معدنى و طبى بود كه براى معالجهء بيماريهاى مختلف آماده و مهيا شده بود . علاوه بر اين ، از آغاز قرن ششم ميلادى ، پارسيان به استحمام خوگرفتند ولى حمام آنها اختصاصى و نظافت در تشتكهاى چوبى صورت مىگرفت . زيرا استفاده از حمامهاى عمومى به طورى كه در سرزمين يونان مرسوم بود ، ظاهرا در ايران باستان مورد علاقهء مردم نبود . ولى پس از ظهور اسلام ، استفاده از حمامهاى عمومى در ايران نيز رواج يافت ، و ديرى نگذشت كه عدهاى از مسلمين به ساختن حمامهاى بزرگ همت گماشتند . در شهرها ، هر كوچه يك يا دو حمام داشت و در قصبات و دهكدهها معمولا حمامها در جوار مسجدها قرار داشت . در قرن دوازدهم ، بغداد در حدود 5000 ، و قاهره 1170 حمام داشت . در همان ايامى كه بسرعت بر شمارهء حمامها افزوده مىشد ، بعضى از عناصر كجفهم به اين اقدام اعتراض كردند و اعلام كردند كه زيادهروى در استحمام ، موجب بيمارى و نقيصههاى خانوادگى خواهد شد . پيشوايان دين نيز گفتند مؤمنينى كه زياد استحمام مىكنند بايد از توقف طولانى در حمام و از خوردن و استراحت و قرائت قرآن در اين مكان خوددارى كنند . علاوه بر اين ، عوام الناس ، معتقد بودند كه حمامها هنگام شب ، جولانگاه اجنه و ارواح است . با وجود اين شايعات ، مردم به زودى به نظافت و استحمام خوگرفتند و رفتن به حمامهاى عمومى بيش از پيش رواج گرفت . حمامها كه بعضى از آنها مردانه و برخى ديگر فقط زنانه بود ، از آجر يا سنگ يا مرمر ساخته شده بود و مواد ساختمانى آن برحسب خصوصيات اقليم و منطقه فرق مىكرد . روى حمامها طاقى گنبدى ، مشبك و شيشهاى قرار داشت . حمامها را معمولا زيرزمين مىساختند تا آب به سهولت به خزانهها روان شود . هر حمام چندين سالن ، و خزينهء آب سرد و گرم و نيمگرم داشت ، كه مرتبا آب خزينهها تعويض و تجديد مىشد . عدهاى كارگر به نظافت محوطه و پاك كردن سنگفرش و مجارى آب حمام سرگرم بودند و
--> ( 1 ) . محيط زندگى و احوال و اشعار رودكى ، پيشين . ص 216 . ( 2 ) . ر ك على اكبر دهخدا ، لغتنامه . مادهء « گرمابه » . ( 3 ) . آئين شهردارى ، پيشين . ص 161 .